نماز اول وقت

• جاده های کردستان آن قدر نا امن بود که وقتی می خواستی از شهری به شهر دیگر بروی ،
مخصوصاً توی تاریکی ، باید گاز ماشین را می گرفتی ،
پشت سرت را هم نگاه نمی کردی.
اما زین الدین که همراهت بود، موقع اذان ، باید می ایستادی کنار جاده تا نمازش را بخواند.
اصلاً راه نداشت.
بعد از شهادتش ، یکی از بچه ها خوابش را دیده بود؛
توی مکه داشته زیارت می کرده.
یک عده هم همراهش بوده اند. گفته بود « تو این جا چی کار می کنی؟ »
جواب داده بود بخاطر نمازهای اول وقتم این جاهم فرماندهم.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۲/۱۵ ساعت 11:40 توسط تریاقی
|
وبلاگ کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ناحیه بسیج دانشجویی استان سیستان و بلوچستان