کاش کسی شهید را دوباره برای ما معنا می کرد
بیست و هشت سال درد پله بودن برای دیگران و گمنامی دیگر توانی برایش نگذاشته بود.بیست و هشت سال روی تخت و رو به آسمان نگاه کردن و نیش و کنایه ها را شنیدن .
هم جانباز چهل و پنج درصد شیمیایی بود و هم جانباز هشتاد درصد برای اعضایش .وقتی پر کشید اجازه ندادند کنار همرزمانش آرام گیرد.گفتند به خاطر شیمایی بودن از دنیار رفته و چون درصد شیماییش زیر هفتاد بوده شهید محسوب نمی شود.
و کاش کسی شهید را دوباره برای ما معنا می کرد.
گمنام بود و گمنام پر کشید.
ـــــــــــــــــــــــــــــ
تدارکاتچی: کوچه های باران
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰/۰۳/۱۷ ساعت 17:52 توسط کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس
|
وبلاگ کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ناحیه بسیج دانشجویی استان سیستان و بلوچستان