اول بسیجی ها
همین که چشمش به کولر سنگر فرماندی افتاد، رفت به طرفش و شلنگ آب و سیم برقش را قطع کرد.
با عصبانیت فریاد میزد: کی به شما اجازه داده اول کولر سنگر فرماندهی رو نصب کنید؟ مگه من به شما نگفتم اول بسیجیها؟
آنقدر عصبانی بود که کسی جرأت نمیکرد برود طرفش و بگوید حاجی جون! اول رفتیم سراغ سنگر بسیجیها، ولی اونا گفتند اول باید کولر سنگر فرماندهی رو نصب کنیم.
* تا کولر سنگر بسیجیها را نصب نکردیم، آرام نگرفت.
با عصبانیت فریاد میزد: کی به شما اجازه داده اول کولر سنگر فرماندهی رو نصب کنید؟ مگه من به شما نگفتم اول بسیجیها؟
آنقدر عصبانی بود که کسی جرأت نمیکرد برود طرفش و بگوید حاجی جون! اول رفتیم سراغ سنگر بسیجیها، ولی اونا گفتند اول باید کولر سنگر فرماندهی رو نصب کنیم.
* تا کولر سنگر بسیجیها را نصب نکردیم، آرام نگرفت.
ـــــــــــــــــــــــــــــ
شهید مهدی طیّاری- فرمانده گردان 416لشکر 41 ثارالله
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۹/۰۹ ساعت 8:33 توسط کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس
|
وبلاگ کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ناحیه بسیج دانشجویی استان سیستان و بلوچستان