بسم رب الحسین

این روزا هنوز گیج سفرم..عنایاتی که بهمون شد و .. انشالله فرصت کنم سفرنامشو تنظیم و به همسفران هم برسونم.

کربلا یه قطعه از بهشت بود..بهشتی که بهترین نقطه اش بین الحرمین بود.

می خواستیم بریم حرم.نمیدونستیم کدوم طرفی بریم که به سیدالشهدا یا قمربنی هاشم بی احترامی نکنیم.می ایستادیم رو به قبله و یه نگاهمون به حرم قمر بنی هاشم و یه نگاهمون به حرم اباعبدالله بود.

برای رفتن به محضر آقا سیدالشهدا اول اذن دخول می گرفتیم از حضرت عباس و بعد..

حال و هوای یا حسینی که موقع تعویض پرچم سیاه اول محرم در حرم آقا عبدالله گفتیم و..

خاطره از سفر و غربت ائمه بسیار دارم.

اما بمیرم برای غربت حرمین عسگریین..برای سرداب و چشمای بی لیاقتمون که آقا رو ندید و حضور یوسف زهرا (س) احساس شد..

برای کاظمین که عطر و بوی امام رضا (ع) توی حرم باب الحوائج و امام جواد پیچیده بود..

برای مسجد سهله و مسجد کوفه و اعمالش که یاد مسجد الحرام افتادم..

برای صحن و سرای آقامون امیرالمومنین (ع) ..صفای نشستن توی ایوان طلا..

و زیارت عرفا و فقهای زیادی که یکی از اونها علامه امینی نویسنده کتاب بزرگ "الغدیر " بود.

چند کوچه پایین حرم آقا مزارشون بود.یکی از بزرگان خواب می بینن: حضرت علی(ع) به دست بزرگوار خودشون دارن مومنین رو از آب حوض کوثر سیراب می کنن.به علامه امینی که میرسن به روی علامه از آب حوض کوثر آب می پاشن و می فرمایند: خداوند روی تو را سفید کند که تو روی ما را با نوشتن کتاب الغدیر سفید کردی.

علامه امینی : اگر می خواهید در ثواب کتاب الغدیر من شریک باشید جمله" و عجل فرجهم" را در آخر صلوات هایتان بفرستید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

علامه شب عاشورا مدام برای امام زمان صدقه کنار میگذاشتند و می گفتند: امشب قلب حضرت در فشار است.صدقه برای حضرت فراموش نشود.

 

یا رب الحسین..بحق الحسین..اشف صدر الحسین..بظهور الحجته