کار خدا
از صبح تا شب در منطقه رملی دشت آزادگان راه رفتیم؛ هجده کیلومتر!ده دوازده نفری می شدیم.
در تنگه صعده آقا مصطفی دعای کمیل باحالی خواند؛"...خدایا، تو دیدی که راه رفتن تو رمل ها مشکله؛ ما چطور هفت گردان را بیاریم پشت سر عراقی ها؟ تازه خسته و کوفته بزنند به دشمن! تو ارحم الراحمینی. برای تو سفت کردن رمل ها زیر پای بچه ها کار ساده ایه."
دو هفته بعد، یک ساعت قبل از شروع عملیات فتح بستان باران شدیدی آمد و رمل ها سفت شد. گردان های خط شکن انگار توی هوا راه می رفتند...
مصطفی کنار معبر ایستاده بود و گریه می کرد:" خدایا گفتم تو هر کاری بخوای می تونی بکنی..".
در تنگه صعده آقا مصطفی دعای کمیل باحالی خواند؛"...خدایا، تو دیدی که راه رفتن تو رمل ها مشکله؛ ما چطور هفت گردان را بیاریم پشت سر عراقی ها؟ تازه خسته و کوفته بزنند به دشمن! تو ارحم الراحمینی. برای تو سفت کردن رمل ها زیر پای بچه ها کار ساده ایه."
دو هفته بعد، یک ساعت قبل از شروع عملیات فتح بستان باران شدیدی آمد و رمل ها سفت شد. گردان های خط شکن انگار توی هوا راه می رفتند...
مصطفی کنار معبر ایستاده بود و گریه می کرد:" خدایا گفتم تو هر کاری بخوای می تونی بکنی..".
بوی باران، ص46
شهید حجت الاسلام مصطفی ردانی پور
تاریخ و محل تولد: 1337 ه ش/ اصفهان
تاریخ شهادت: 1365 ه ش
در کلام رهبری
" شهید، یعنی انسانی که در راه آرمانهای معنوی کشته می شود و جان خود را - که سرمایه ی اصلی هر انسانی است- برای هدف و مقصدی الهی صرف می کند و خدای متعال هم در پاسخ به این ایثار و گذشت بزرگ، حضور و یاد و فکر او را در ملتش تداوم می بخشد و آرمان او زنده می ماند."
سخنرانی در دیدار با فرزندان ممتاز شهدا و ..25/5/1368
نزم افزار ساقی مهر
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ساعت 18:42 توسط کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس
|
وبلاگ کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ناحیه بسیج دانشجویی استان سیستان و بلوچستان