بي تابي خواهر کوچولو

بعد از رفتن عليرضا خواهر کوچکش زياد بي تابي و گريه مي کرد.
صبر کردم تا عليرضا تلفن کرد.
به او گفتم با خواهرش حرف بزند. صداي محبت آميز ش از پشت گوشي قلب کوچک زهرا را آرام کرد و ديگر گريه نکرد.
اين علاقه دو طرفه بود. بعد از شهادتش وقتي ساک او را تحويل گرفتيم يک جفت جوراب لبه توردار کنار وسايلش پيدا کرديم که براي زهرا سوغات گرفته بود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
خاطراتی از شهید تفحص شهید علیرضا حیدری
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۰/۱۰/۳۰ ساعت 11:25 توسط کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس
|
وبلاگ کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ناحیه بسیج دانشجویی استان سیستان و بلوچستان