نمی گذاشت غیبت کنیم
به شدت از غیبت بدش می آمد.
هر وقت اسم یکی از بچه ها را می آوردیم، مثلا می گفتیم:" حسین" می گفت:" حسین اینجا هست یا نه؟"
نمی گذاشت کوچکترین حرفی در مورد کسی که پیش ما نیست بزنیم.
چنان ما را عادت داده بود که حاضر نبودیم یک کلام غیبت کنیم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
خاطره ای از شهید سید محمد ابراهیمی/ عشق در ساعت9:10،ص121
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۴/۲۹ ساعت 7:57 توسط کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس
|
وبلاگ کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ناحیه بسیج دانشجویی استان سیستان و بلوچستان