در زید، برای شناسایی رفته بودیم.

عراقیها جلوی ما را آب انداخته بودند. ما شبها کارمان را انجام می دادیم.در میان آب و گل، خنثی کردن مین کار سختی بود.چند شب کار کردیم، تا معبر باز شد.
یک روز صبح، برادر خرازی آدم و درباره ی معبر سوالاتی کرد. بدون بسم الله شروع به صحبت کردم.
ایشان با خوشوریی گفتند:" انسان هر کاری می خواهد بکند، باید با نام خدا شروع کند."
من خجالت کشیدم و درس خوبی گرفتم!

ــــــــــــــــــــــــــ

خاطره ای از شهید حسین خرازی/ معبر، ص86