نام : شیر علی

نام خانوادگی : راشکی

تاریخ و محل تولد : ۵/۳/۱۳۴۳ ـ روستای قلعه نو شهرستان زابل

تاریخ و محل شهادت : در عملیات کربلای۴ که در تاریخ ۳/۱۰/۱۳۶۵ انجام شد ،شلمچه

مسئولیت : فرمانده گروهان سوم گردان ۴۱۰ امام حسین (علیه السلام) لشکر ۴۱ ثارالله

شهید شیرعلی راشکی در خانواده ای متدین و کشاورز دیده به جهان گشود. ایشان سومین فرزند خانواده بود ،ولادت او مصادف با عید سعید قربان شد ، در شب تولد همه فامیل در منزل پدرش (ابراهیم راشکی) جمع شده بودند تا تولد این مولود را به پدر و مادرش تبریک وتهنیت بگویند و شاهد مراسم تلقین و نامگذاری این نوزاد باشند ، مراسم انجام شد واذان در گوش راست و اقامه در گوش چپش خوانده شد و پدر نام او را شیرعلی نهاد . روزهای طفولیت شهید با مشقتهای بسیار وسختیهای دشوار خانواده اش یکی یکی از پی هم می گذشت تا این که شیرعلی وارد دوران پر تلاش تحصیل شد . شهید دوره ابتدایی را تا سال سوم در محل زادگاه خود در روستای قلعه نو در مدرسه اسفندیار طی نمود ، سپس با توجه به مشکلات معیشتی خانواده به شهرستان زاهدان مهاجرت نمودند و بقیه دوره ابتدایی را در مدرسه دهخدا شهر زاهدان به پایان رساند ، پایان دوره ابتدایی او همزمان با آغاز تظاهرات و راهپیماییهای مردم علیه رژیم شاهنشاهی بود ، شیرعلی با توجه به سن و قد وقواره کوچکش دوشادوش پدر و برادران خود در این مراسمات شرکت می جست . در سال 1358 وارد مقطع تحصیلی راهنمایی شد تحصیلات خود را در مدرسه یعقوب لیث به پایان رساند ، شیرعلی در طول تعطیلات تابستان همیشه یار و مددکار خانواده خود بود و همواره به پدر خود کمک می کرد تا معاش زندگیشان تأمین شود . لازم به ذکر است شهید شیرعلی راشکی در طول دوران تحصیل در فرا گرفتن علم و دانش بسیار پر تلاش و کوشا بود و همیشه محصل نمونه و منظبط و با اخلاق معرفی می شد. ایشان در سال سوم راهنمایی بودند که به همراه تعدادی از دانش آموزان به حضور حضرت امام شرفیاب شدند این دیدار در او تأثیر عمیقی به جای گذاشت ، شهید پس از طی دوران راهنمایی در سال 1361 وارد مقطع نظری( دبیرستان )گردید و در دبیرستان امام خمینی شهر زاهدان مشغول به تحصیل گردید ، شهید دارای خلق و خوی پسندیده و نیکو بود ،معصومیت خاصی درچهره و رفتارش پیدا بود شوخ طبعی ، شیرین زبانی و مهربانی و خوش رفتاری از ویژگیهای اخلاقی ایشان به شمار می رفت ، همیشه ارادت خاصی نسبت به ائمه اطهار(علیه السلام) و بخصوص امیرالمومنین (علیه السلام) داشت و همواره میگفت افتخارم این است که نامم علی است ، شهید بیشتراوقات فراقت خود را صرف همکاری با انجمن اسلامی و بسیج می کرد او در طول دوران تحصیل موفق شده بود حدود 6 الی 7 بار به جبهه های حق علیه باطل اعزام گردد و در عملیات های متعددی شرکت جست .شهید در طول اعزامهایی که به منطقه داشته و با وجود توانایی وشجاعت هایی که ازخود نشان داده بود در طول مدت حضورش در جبهه به سمتهای گوناگونی تعیین شده بود ، در گردان 408 فرمانده دسته غواص مالک اشتر بود و آخرین سمت وی فرماندهی گروهان سوم گردان 410 امام حسین (عللیه السلام ) لشکر 41 ثارالله بود ، شهید در مدتی که در جبهه ها حضور داشت چندین بار دچار مجروحیت و مسمومیت شیمیایی شده بود ، ایشان در آخرین بار که به مرخصی آمده بود به خانواده خود چنین گفته بود (این ساک واین لباسها این دفعه بدون صاحب می آیند وچنین شد)سرانجام در سال 1365 درعملیات کربلای 4 در منطقه شلمچه شهید و مفقود گردید ، جسد مطهرش پس از 2 سال در نیزارهای ساحل اروند رود شناسایی و به شهرستان زاهدان انتقال و در مزار شهدای این شهر به خاک سپرده شد.

فرازی از وصیتنامه شهید:

الحمدالله الذی انجزه وحده ونصره و اعزه جنده

مرگ اگر مرگ است گو نزد من آی تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
من از او جانی ستانم جاودان او زمن دلقی ستاند رنگ رنگ

پدر عزیزم ، ای آنکه سالیان دراز برای شکوفاییم زحمت کشیدی و خود مرا آموختی که ما همه از خداییم و به سویش برمی گردیم و عمر همگی دست اوست . پس اگر شهید شدم و جنازه ام را سوغات آوردند ، خدا را شکر کنید و بر علی اکبر امام حسین (علیه السلام) گریه کن ،مگر پسر تو از جگرگوشه فاطمه زهرا عزیزتر است ؟

مادرم ! از مادر وهب درس بگیر . مادرم! اینک نسیمی از طوفان سختیهای حضرت زینب (سلام الله علیهما) به تو رسیده ، مبادا که خدای ناکرده بیتابی کنی.

و شما برادران عزیزم ! سلاح من فرمان خمینی ، فشنگش ، زبان خمینی وشلیکش ، بر قلب دشمن خمینی ، و خودم سربازی کوچک در جمع سربازان خمینی ، سلاحم را برگیرید و ماشه اش را بچکانید و به دشمن امان ندهید.

می خزم با سینه تا دامان یارم را بگیرم
آرزو دارم که زیر پای دلدارم بمیرم
تا که پیچد دامن خود را به دور پیکر من
تا نبیند بی کفن فرزند خود را مادر من

شیرعلی راشکی


روحش شاد
برای شادی روح شهداءصلوات

منبع: ۳۱۳رزمنده