یادمان شهدای هویزه، هنوز از امکانات مطلوبی برخوردار نبو. حتی برای وضو باید از آفتابه ها استفاده می کردیم.
منتظر حاجی ایستاده بودیم.
هر چه صبر کردیم دیدیم انگار خیال آمدن ندارد.نگرانی و کنجکاوی باعث شد تا به سمت سرویس های بهداشتی بروم.
دیدم پاچه هایش را بالا زده، دانه دانه آفتابه ها را پر می کند، می برد و همه جا را خوب می شوید.

________________

خاطره ای از علمدار روایتگری شهید عبدالله ضابط