خدا رحمت كند شهيد ابوالفضل ظرافتي را؛ خلبان بود و اگر فوق العاده دوست داشتني.

تازه پايم را عمل كرده و به سختي مي توانستم چهار زانو بنشينم. نمي توانستم به سرعت با جمعي كه تازه آشنا شده بوديم خودماني بشوم.

همه هم ماشاءالله مسن و پير جبهه. ماندم معطل كه چه كنم و چه كلكي سوار كنم كه شهيد ظرافتي از راه رسيد.

توي آن جلسۀ سنگين و رنگين، بي هيچ ملاحظه اي طبق عادت گفت:«دوستداران علي(ع) پايشان را دراز كنند» و به دنبال آن خودش دو تا پايش را دراز كرد