آی..دین!
هیچ فرصتی را برای تبلیغ از دست نمی داد.
به هر بهانه ای در هر جمعی که بود نکته ای را یادآوری می کرد.
یک بار در جمع بچه های دبیرستانی که مشغول صحبت و شوخی بودند، شکلات هایی را از جیبش درآورد و تعارف کرد.
همه که برداشتند و مشغول خوردن شدند گفت: بچه ها ببینید روی بسته اش چی نوشته؟نوشته آیدین.یعنی آی..دین!
مواظب دینتون باشین...
به هر بهانه ای در هر جمعی که بود نکته ای را یادآوری می کرد.
یک بار در جمع بچه های دبیرستانی که مشغول صحبت و شوخی بودند، شکلات هایی را از جیبش درآورد و تعارف کرد.
همه که برداشتند و مشغول خوردن شدند گفت: بچه ها ببینید روی بسته اش چی نوشته؟نوشته آیدین.یعنی آی..دین!
مواظب دینتون باشین...
__________
خاطره ای از علمدار روایتگری شهید عبدالله ضابط
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۰۷/۲۹ ساعت 10:0 توسط کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس
|
وبلاگ کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ناحیه بسیج دانشجویی استان سیستان و بلوچستان