کوتاهی در حق جانبازان
انگار ماموریت داشت غم و غصه را از خانه مان بیرون کند.
بچه ها از دیدنش خوشحال می شدند. همه را حسابی می خنداند.به من می گفت:
بچه ها از دیدنش خوشحال می شدند. همه را حسابی می خنداند.به من می گفت:
ای شیر خسته میدان نبرد،
با دو تا تی تاب میشه تو رو خورد!
اما وقتی می خواست برود صورتش درهم کشیده می شد.
به دوستانش می گفت:ما در حق این جانبازها، کوتاهی کردیم، باید بیشتر به اینها سر بزنیم.
__________
خاطره ای از علمدار روایتگری شهید عبدالله ضابط
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۰۷/۳۰ ساعت 10:4 توسط کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس
|
وبلاگ کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ناحیه بسیج دانشجویی استان سیستان و بلوچستان