داشتند کاشی های حرم امام حسین(ع) را عوض می کردند.

شب تا صبح لابلای کاشی های شکسته و دورریختنی نشسته بود و نجوا می کرد.
چند تکه با خودش آورد.می گفت:اینها سالهاست که شاهد چه اشک ها و ضجه هایی بوده اند.

بگذارید یک گوشه خانه تان...برکت میارن.

__________

خاطره ای از علمدار روایتگری شهید عبدالله ضابط