خودش را وقف شهدا کرده بود.

محال است کسی او را بیکار دیده باشد. استراحت برایش معنا نداشت.

معتقد بود آدم باید آنقدر برای خدا بدود که وقتی مرد حسرت چیزی را نخورد. آن دنیا دستش پر باشد و بگوید دیگر بیش از این رمقی نداشتم...

__________

خاطره ای از علمدار روایتگری شهید عبدالله ضابط