عزاداری زیر پل زبیدات
در دهه ی محرم سال 1362 گردان در منطقه ی عملیاتی محرم کنار پل شهرک زبیدات عراق و در نزدیکی نیروهای دشمن مستقر بودیم. ولی این باعث آن نشد که برگزاری مجالس عزاداری را ترک بگوییم.
شب ها در زیر پل بتونی زبیدات عزاخانه ی امام حسین ـ علیه السلام ـ بر پا بود و همه ی بچه ها به غیر از نگهبانها می آمدند. صفر طالبی همه ی برنامه هایش را طوری تنظیم کرده بود که این مجلس عزاداری را از دست ندهد و حتی نگهبانی خود را از ابتدای شب که معمولا آسان تر و ساده تر از نگهبانی های نیمه های شب و سحر بود عوض می کرد. یادم می آید که در همان سال صفر طالبی و تعدادی از بچه های گردان یک در زیر پل زبیدات شبیه خوانی راه انداختند که در آن شهید طالبی نقش شمر ذوالجوشن را بازی می کرد.
عینک دودی زده بود و یک چفیه به سر بسته و دشداشه ای به تن کرده بود تا قیافه اش خشن به نظر برسد ولی او با دیدن بازیگرانی که نقش امام،علی اکبر،علی اصغر،حضرت ابوالفضل ـ علیه السلام ـ را به عهده داشتند و به دست اشقیا شهید می شدند نمی توانست خود را کنترل کند اشک می ریخت و چهره اش مهربان و صمیمی تر از همیشه به نظر می آمد و درست زمانی که اشقیا به خیمه های حضرت اباعبدالله ـ علیه السلام ـ یورش بردند، شهید صفر طالبی نقش خود را رها کرده و بدون توجه به تماشاچیان زار زار گریه می کرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
خاطره ای از شهید صفر طالبی/ آه باران،ص30-31
وبلاگ کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ناحیه بسیج دانشجویی استان سیستان و بلوچستان