هشتمین پست..

یکبار بدجوری کتک خورده بودیم. همین طوری گریه می کردم.

بعد نمی دونم چی شد زیر لب گفتم :
اصن الهی بمیری
بعد چند وقت بابا رفت. من موندم و یک عذاب وجدان چند ساله.
خیلی طول کشید تا فهمیدم که به دعای گربه سیاه بارون نمیاد.