محفل نورانی
روز جمعه بود.من و چند تن از دوستان شهرستانی در دانشکده مانده بودیم.
جعفر آقا هم که از روز قبل نگهبان بود،پیش ما بود.
شهید به ما گفت:" هیاتی به نام"هیات فاطمیون" هست. اگر می خواهید محیط برای شما خسته کننده نباشد و بیکار نباشید،شما را به این هیات می برم. به سود شما هم خواهد بود".
ما دو - سه نفر، صبح از دانشکده راه افتادیم به طرف میدان "حر".
در آن جا یک راننده منتظر ما بود.سوار ماشین شدیم و ما را به هیات فاطمیون بردند.مطالبی که در آن هیات مطرح شد، چنان تاثیری در ما گذشت که روزهای بعد اگر جعفر آقا هم نبود، به نحوی خودمان را به آن جا می رساندیم و از این محفل روحانی استفاده می کردیم.
جالب اینجا بود که اگر در آن هیات اسمی از بی بی فاطمه زهرا -سلام الله علیها- می آمد، شهید نصر به گریه می افتاد و حالتی معنوی به او دست می داد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
خاطره ای از شهید محمد جعفر نصر اصفهانی/ ره یافته عشق،ص118-119
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۱۰/۱۲ ساعت 14:56 توسط کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس
|
وبلاگ کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ناحیه بسیج دانشجویی استان سیستان و بلوچستان