روی موتور نشسته بود.به زیبایی شروع به خواندن اشعاری برای حضرت زهرا_سلام الله علیها_ نمود.خیلی جالب و سوزناک بود.

از ابراهیم خواستم که در هیئت همان اشعار را به همان سبک بخواند.اما زیر بار نرفت.


می گفت:" اینجا مداح دارند.من هم که اصلا صدای خوبی ندارم ، بی خیال شو..."
اما می دانستم هر وقت کاری بوی غیر خدا دهد، یا باعث مطرح شدنش شود ترک می کند.


در مداحی عادات جالبی داشت. به بلندگو،اکو و ...مقید نبود. بارها می شد که بدون بلندگو می خواند.


در سینه زنی خیلی محکم سینه می زد می گفت:" اهل بیت همه ی وجودشان را برای اسلام دادند، ما همین سینه زنی را باید خوب انجام دهیم".
در عروسی ها و در عزاها هر جا می دید وظیفه اش خواندن است می خواند.
اما اگر می فهمید به غیر از او مداح دیگری هست نمی خواند و بیشتر به دنبال استفاده بود.
ابراهیم مصداق حدیث نورانی امام رضا _علیه السلام_ بود که می فرماید:"هر کس برای مصائب ما گریه کند و دیگران را بگریاند، هر چند یک نفر باشد اجر او با خدا خواهد بود.
هر که در مصیبت ما چشمانش اشک آلود شود و بگرید، خداوند او را با ما محشور خواهد کرد".


در عزاداری ها حال خوشی داشت.خیلی ها با وجود ابراهیم و عزاداری های او شور و حال خاصی پیدا می کردند.
ابراهیم در هر جایی که بود آنجا را کربلا می کرد.
گریه ها و ناله های ابراهیم شور عجیبی ایجاد می کرد.
نمونه ی آن در اربعین سال 1361 در هیئت عاشقان حسین _علیه السلام_ را می گفت.
او شور عجیبی به مجلس داده بود .بعد هم از حال رفت و غش کرد.آن روز حالتی در بچه ها پیدا شد که دیگر ندیدیم .

مطمئن هستم به خاطر سوز درونی و نفس گرم ابراهیم ،مجلس این گونه متحول شده بود.

ـــــــــــــــــــــــــــــ

خاطره ای از شهید ابراهیم هادی/ سلام بر ابراهیم،ص161-162