خوش قول
به مادرم قول داده بود بر می گردد.
چشم مادر که به استخوان های بی جمجمه افتاد لبخند تلخی زد و گفت:
بچه ام سرش می رفت، قولش نمی رفت..
چشم مادر که به استخوان های بی جمجمه افتاد لبخند تلخی زد و گفت:
بچه ام سرش می رفت، قولش نمی رفت..

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۰۳ ساعت 6:44 توسط خادم الشهدا
|
وبلاگ کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ناحیه بسیج دانشجویی استان سیستان و بلوچستان