آخر زبان!!
چند تا عراقی دستمال سفید تکان می دادن که اسیر بشن.
من هم که چند تا کلمه عربی شنیده بودم،با دست اشاره کردم بیاید و داد زدم: "امشی" "امشی"(بروید)
بیچاره ها هاج و واج مونده بدون چیکار کنن باید بیان یا برن!
دستاشون رو گذاشتن رو سرشون و همون جا نشستن..

+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۱۲/۰۵ ساعت 17:13 توسط خادم الشهدا
|
وبلاگ کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ناحیه بسیج دانشجویی استان سیستان و بلوچستان