فرمانده تیپ بدر و مجاهدان عراقی
شهید دقایقی با آنان به گونه ای که حاکی از اعتماد و وثوق ایشان به آنهاست، برخورد کرد و به آنها گفت:
" ما می خواهیم در این منطقه عملیاتی انجام دهیم و شما باید در این زمینه به ما کمک و مساعدتنمایید تا بهتر بتوانیم حمله کنیم و..."
و مطالبی از این قبیل را با آنان مطرح می کرد.
فرماندهان هر چه به او تذکر می دادند که این نوع برخورد از لحاظ امنیتی قابل قبول نیست.ایشان اصرار داشت که این دو نفر مورد اعتماد هستند و در روز عملیات به معاون خود می گوید که به این دو نفر پیشنهاد کن که اگر بخواهند می توانند با ما در عملیات شرکت کنند و در صورت عدم تمایل به شرکت، آزادند.
آن دو نفر از پیشنهاد استقبال می کنند.
بنابراین به آنها یک قبضه تفنگ و تعدادی فشنگ می دهند و چون شهید دقایقی متوجه می شود که به ایشان نارنجک تحویل نداده اند، ناراحت می شود و خودش چند نارنجک به آنان تحویل می دهد و این دو پناهنده نیز به خاطر این اعتماد، قهرمانانه در عملیات شرکت می کنند و بعد از آن نیز به مجاهدین می پیوندند.
ـــــــــــــــــــــــــــ
خاطراتی از شهید اسماعیل دقایقی
وبلاگ کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ناحیه بسیج دانشجویی استان سیستان و بلوچستان