جوابگو
یادم می آید که یک بار سراغ او رفتم و فهرست تدرکات لازم را نوشتم.نگاهی به کاغذ انداخت و سری تکان داد.
قلم را روی کاغذ گذاشت و زد زیر گریه.
طوری اشک می ریخت که مرا هم به گریه انداخت.
پرسیدم:
" چی شده آقای رضایی؟ اتفاقی افتاده؟"
در جواب گفت:
" امکانات کم است نمی توانم جوابگوی شما باشم".
ـــــــــــــــــــــــــــ
خاطره ای از شهید صفر علی رضایی/ بحر بی ساحل، ص283
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۲/۳۰ ساعت 9:32 توسط کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس
|
وبلاگ کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ناحیه بسیج دانشجویی استان سیستان و بلوچستان