باد ماسه ها را می پاشد به سر و روی بچه ها.
آنها که زخمی شده بودند می دانستند دیگر آبی در کار نیست.

دهنشان پر از شن و ماسه شده بود. به هر کدامشان که می رسیدی، می گفت:
"تو رو خدا حالا که آب نیست، لااقل این ماسه ها رو از توی دهنم پاک کن".