اجازه بدید کمی هم بی نمازا نماز بخونند!!

می خواست برگرده جبهه. بهش گفتم: پسرم! تو به اندازه ی سنّت خدمت کردی.بذار اونایی برن جبهه که نرفته اند.
چیزی نگفت و ساکت یه گوشه نشست . . .
وقت نماز که شد، جانمازم رو انداختم که نماز بخونم؛ دیدم اومد و جانمازم رو جمع کرد!
خواستم بهش اعتراض کنم که گفت: این همه بی نماز هست!
اجازه بدید کمی هم بی نمازا نماز بخونند!!
دیگه حرفی واسه گفتن نداشتم. خیلی زیبا، بجا و سنجیده جواب حرفِ بی منطق من رو داد . . .
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱/۱۲/۱۱ ساعت 18:44 توسط کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس
|
وبلاگ کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ناحیه بسیج دانشجویی استان سیستان و بلوچستان