نشانی منزل
یکی از بچه ها وارد شد،پانزده - شانزده ساله به نظر میرسید،مثل بقیه جوان تر ها، شیفته فرهاد شده بود و نشانی منزلش را می خواست.
فرهاد مکثی کرد و آرام سرش را بالا آورد و گفت:" شما لطف دارین، ما در خدمتتون هستیم، خیابون های شیراز رو بلدی؟
-بله
-قصردشت،سوار ماشین که شدی میگی دارالرحمه،قبرستون جدید....
صدای خنده بچه ها جوان را گیج کرده بود،فرهاد پیشانی جوان را بوسید و گفت:بنویس کاکو...برای مزاح بود...
بنویس دارالرحمه،قطعه شهدا...،ردیف...،پلاک....
بسیحی جوان رفت،روزها گذشت بچه ها یکی یکی شهید شدند...
جنازه او را از سردشت آوردند و شوق و شورش را به آرامگاه ابدی اش در دارالرحمه سپردند.وقتی به شوق زیارت مزار او به راه افتادم یک نفر زودتر از من به آنجا رسیده بود،همان بسیجی جوان،نشانی را درست آمده بود.
ــــــــــــــــــــــــــــــ
سردار شهید فرهاد شاهچراغی
تولد:14/1/1340شیراز
سمت:فرمانده گردان
شهادت:13/9/1360سردشت کردستان

امام خمینی(ره):
عزیزم از جوانی به اندازه ای که باقی است استفاده کن که در پیری همه چیز از دست می رود و حتی توجه ات به آخرت و خدای تعالی.
وبلاگ کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ناحیه بسیج دانشجویی استان سیستان و بلوچستان