دیگر رسیده بودیم جایی که محاصره شدیم. ..

من به مهدی گفتم : بیسیم بزن مقر و بگو که یکی روضه ی پهلو شکسته ی مادر (سلام الله علیها) بخونه ، می خوام صورت خیسم را مادرم پاک کند.