شهید پرویز موحدی

نام: پرویز
نام خانوادگی: موحدی
نام پدر: حسین
محل تولد: ایرانشهر
تاریخ تولد: 1343
تاریخ شهادت: 1364
محل شهادت: اروندکنار
رشته تحصیلی: عربی
دانشگاه:تربیت معلم رفسنجان
شهید پرویز موحدی در تاریخ 1343 در روستای بزمان از توابع شهرستان ایرانشهر دیده به جهان گشود.
تحصیلات خود را تا مدرک دیپلم در ایرانشهر ادامه داد و سپس در رشته عربی دانشگاه تربیت معلم رفسنجان قبول شد.
او فردی زحمتکش و پای بند به نظام مقدس جمهوری اسلامی و دست آوردهای انقلاب بود.
پس از دو سال ادامه تحصیل در دانشگاه بر حسب وظیفه اسلامی عازم جبهه های حق علیه باطل گردید و پس از 4 ماه در عملیات" والفجر8" در اروند کنار به درجه رفیع شهادت نایل آمد.
شهید موحدی در ایام فراغت در امور تربیتی و مسجد، کلاس قرآن تشکیل می داد.سخنان شهید همیشه با احادیث و آیات قرآنی آغاز می شد.وی پیوسته خانواده خویش را به نماز و یادگیری احکام اسلامی توصیه می کرد.
وصیت نامه:

ﺑﺴﻢ ﷲ اﻟﺮﺣﻤﻦ اﻟﺮﺣﯿﻢ
«ﯾﺎ أَﯾﺘُﻬﺎ اﻟﻨﱠﻔْﺲ اﻟْﻤﻄْﻤﺌﻨﱠﮥُ ارﺟِﻌﯽ إِﻟَﻰ رﺑﮏ راﺿﯿﮥً ﻣﺮْﺿﯿﮥً ﻓَـﺎدﺧُﻠﯽ ﻓﯽ ﻋﺒﺎدي وادﺧُﻠﯽ ﺟﻨﱠﺘﯽ»
اى ﻧﻔﺲ ﻣﻄﻤﺌﻦ و دل آرام (ﺑﻪ ﯾﺎد ﺧﺪا ) اﻣﺮوز ﺑﻪ ﺣﻀﻮر ﭘﺮوردﮔﺎرت ﺑﺎز آى ﮐﻪ ﺗﻮ ﺧﺸﻨﻮد ﺑﻪ ﻧﻌﻤﺖ ﻫﺎى اﺑﺪى او و او ر اﺿﻰ از ﺗﻮﺳﺖ ﺑﺎز آى و در ﺻﻒ ﺑﻨﺪﮔﺎن ﺧـﺎص ﻣـﻦ در آى و در ﺑﻬﺸﺖ ﻣﻦ داﺧﻞ ﺷﻮد.
ﭼﻪ زﯾﺒﺎﺳﺖ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﺮگ ﺳﺮخ ﻋﺎﺑﺪ در راه ﻣﻌﺒﻮد . آﻧﮕﺎه ﮐـﻪ ﭼـﺸﻢ از ﻫﻤـﻪ ﺟـﺎ ﺑﺴﺘﻪ و دﺳﺖ ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﺳﻮى او ﻧﻬﺎده و ﭘﺎ ﺑﺮﺟﺎ در ﺑﺮاﺑﺮ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻏﯿﺮ او اﯾﺴﺘﺎده ﺟـﺎن ﺑـﺮ ﮐـﻒ ﻓﺮﯾـﺎد ﻣﻰآورد، اى دژﺧﯿﻤﺎن ﺑﮕﺸﺎﯾﯿﺪ آﺗﺶ ﺳﻼح ﻫﺎﯾﺘﺎن را ﺑﺮ روى ﻣﻦ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫـﺮ ﻃﺮﯾـﻖ [ﻋﺎﻣـﻞ ] اﺗﺼﺎل ﻣﻦ ﺑﻪ او ﺷﻤﺎﯾﯿﺪ و اﯾﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﻃﺮﯾﻖ رﺳﺘﮕﺎرى اﺳﺖ. دﯾﺮ زﻣﺎﻧﻰ ﺑﻮد ﮐﻪ ﮐﺮوﺑﯿﺎن ﻧـﺎﻣﺶ را ﺑﻪ ﺧﻂ ﺳﺮخ ﻧﻮر ﺑﺮ ﻟﻮح زرﯾﻦ ﺷﻬﺎدت ﻧﮕﺎﺷﺘﻪ ﺑﻮدﻧﺪ ، وﻟـﻰ او ﻫﻤﭽﻨـﺎن زﻧـﺪه ﺑـﻮد . و در ﻣﯿﺎن ﻣﺎ ﺧﺎﮐﯿﺎن رﻧﺠﻤﺎن را ﺑﺮ ﺳﯿﻨﻪ ﻣﻰ ﮔﺬاﺷﺖ، ﺳﺮﻣﺴﺖ ﻋﺸﻖ ﺧﺪاﯾﻰ ﺑﻮد و ﻣﺤﻮ ﺗﻤﺎﺷﺎى او. وﻟﻰ اﮐﻨﻮن آﺳﻤﺎن را ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﺪ، زﻣﯿﻦ را ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﻧﺎﻟﻪ ﺳـﺮ دﻫـﺪ، درﯾـﺎ را ﺑﮕﻮﯾﯿـﺪ ﻣﻮج ﺑﺮاﻓﺸﺎﻧﺪ، ﺟﻨﮕﻠﻬﺎى ﻣﺤﺰون را ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﺑﺮگ ﺑﺮﯾﺰد، ﻣﺮدم را ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﺷﯿﭙﻮر ﻋـﺰا ﺑﻨﻮازﻧـﺪ ﮐﻪ ﺳﺮدار واﻟﻔﺠﺮﺷﻬﯿﺪ ﺷﺪ.
ﺧﺪاﯾﺎ ﺗﻮﻓﯿﻖ ﺷﻬﺎدت در راه ﺧﻮدت را ﺑﻪ ﻣﺎ ﻋﻄﺎ ﻓﺮﻣﺎ، ﺧﺪاﯾﺎ ﺗﻮ ﻣﻰ داﻧﻰ ﮔﻨﺎﻫﺎن زﯾﺎدى را اﻧﺠﺎم داده ام و ﭼﻪ ﻧﻌﻤﺖ ﻫﺎﯾﻰ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻋﻄﺎ ﻓﺮﻣﻮدى ﮐﻪ ﻟﯿﺎﻗﺖ آن را ﻧﺪاﺷﺘﻢ. و ﻣﻦ ﺷﮑﺮ آن ﻧﻌﻤﺖﻫﺎ را اﻧﺠﺎم ﻧﺪادم و از ﺗﻮ ﻃﻠﺐ ﻣﻐﻔﺮت ﻣﻰ ﮐﻨﻢ و از ﻣﺮدم ﻣﺴﻠﻤﺎن و ﮐﺴﺎﻧﻰ ﮐـﻪ در ﺗﺸﯿﯿﻊ ﺟﻨﺎزه ام ﺷﺮﮐﺖ ﻣﻰ ﮐﻨﻨﺪ، اﻧﺘﻈﺎر دارم ﻫﻤﺎن ﻃﻮر ﮐﻪ ﺗﺎ ﮐﻨﻮن ﭘـﺸﺘﯿﺒﺎﻧﻰ ﺧـﻮد را از اﻣـﺎم ﻋﺰﯾﺰ اﯾﻦ ﻓﺮزﻧﺪ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮ ، داﺷﺘﻪ اﻧﺪ، ﺣﺎﻻ ﻫﻢ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ و ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ اﻣﺎم را ﺗﻨﻬﺎ ﻧﮕﺬارﻧـﺪ و اى ﻣﺮدم ﺷﻬﯿﺪﭘﺮور ﻣﻦ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺑﺮادر ﮐﻮﭼﮏ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﻫﺎ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻣﻰ ﮐﻨﻢ اﯾـﻦ دﻧﯿـﺎ ﭼﻨـﺪ ﺻﺒﺎﺣﻰ ﺑﯿﺶ ﻧﯿﺴﺖ و اﯾﻦ ﺟﻬﺎن ﻓﻨﺎﭘﺬﯾﺮ اﺳﺖ و ﻫﺮ اﻧﺪازه ﮐﻪ ﻋﻤـﺮ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺑﯿﺶ از (100) ﺳﺎل ﻋﻤﺮ ﻧﺨﻮا ﻫﯿﺪ ﮐﺮد و ﻫﻤﮕﻰ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺳﻮى ﻣﻌﺒﻮد ﺧﻮاﻫﻰ ﺷﺘﺎﻓﺖ، ﭘﺲ ﭼـﻪ ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ در اﯾﻦ ﭼﻨﺪ روز ﺑﻰ ارزش ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ دﺳﺖ از ﻋﺒﺎدت ﺧﺪا و ﻓﺮﻣـﺎن [و] ﭘﯿﻐﻤﺒﺮ ﺧـﺪا ﺑﺮﻧﺪارﯾﺪ و ﻣﺎدﯾﺎت ﻫﯿﭻ ﮔﻮﻧﻪ ارزﺷﻰ ﻧﺪارد ﺑﺪﻧﺒﺎل ﺟﻤﻊ ﮐـﺮدن آن ﻧﺒﺎﺷـﯿﺪ و اﯾـﻦ ﭼﻨـﺪ روز زﻧﺪﮔﻰ ﮐﻨﺎر ﻫﻢ ﺑﺮادروار زﻧﺪﮔﻰ ﮐﻨﯿﺪ.
ﺳﺨﻦ دﯾﮕﺮ ﺑﺎ دوﺳﺘﺎن ﺣﺰب اﻟﻬﻰ ﺧﻮدم اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻣﻮﻗﻊ ﺗﺎ ﻟﺤﻈﻪ ﺷﻬﺎدت از ﺧﻂ اﻣﺎم ﺧﺎرج ﻧﮕﺮدﯾﺪ . و ﺑﺎ ﻋﺰﻣﻰ راﺳﺦ و ﭘـﻮﻻدﯾﻦ راه ﺷﻬﯿﺪان اﺳـﻼم را اداﻣﻪ دﻫﯿـﺪ ،ﮐـﻪ ﭘﯿﺮوزى از آن ﺷﻤﺎﺳﺖ . آرى در ﻫﺮ زﻣﺎن ﯾﮏ اﻧﺴﺎن ﺧﻮدﺳﺎﺧﺘﻪ و ﺑـﻪ ﺗﻤـﺎم ﻣﻌﻨﺎ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﺧﻄﯿـﺮ اﻟﻬـﻰ را ﻋﻬـﺪه دار ﻣــﻰﺷــﻮد زﻣـﺎﻧﻰ ﭘﯿــﺎﻣﺒﺮ(ص) و زﻣـﺎﻧﻰ ﻋﻠـﻰ(ع) زﻣـﺎﻧﻰ ﺣﺴﯿﻦ(ع) و اﮐﻨﻮن اﻣﺎم ﺧﻤﯿﻨﻰ.
وﺻﯿﺖ ﺑﻪ ﭘﺪر ﻋﺰﯾﺰ : ﻧﻮر ﭼﺸﻤﻢ ﭘﺪر ﺟﺎن ، از ﺷﻬﯿﺪ ﺷﺪن ﻣﻦ ﻧﺎراﺣﺖ ﻧﺒﺎش . ﭼـﻮن ﮐـﻪ ﻫﻤﮕﻰ از اﯾـﻦ دﻧﯿﺎ ﺑـﺎر ﺳـﻔﺮ را ﻣـﻰ ﺑﻨﺪﻧـﺪ و ﻣـﻰروﻧـد، ﭘﺲ ﭼـﻪ ﺑﻬﺘﺮ اﺳـﺖ ﻣﺮداﻧـﻪ و ﺷﺠﺎﻋﺖﻃﻠﺒﺎﻧﻪ از اﯾﻦ دﻧﯿﺎ رﻓﺖ . ﭘﺪرم ﻧﺎراﺣﺖ ﻧﺒﺎش و ﺻﺒﺮ و اﺳﺘﻘﺎﻣﺖ داﺷﺘﻪ ﺑﺎش و از ﺗـﻮ ﻣﻰﺧﻮاﻫﻢ ﺣﻘﻰ را ﮐﻪ ﺑﺮ ﮔﺮدﻧﻢ دارى ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ. وﺻﯿﺘﻢ ﺑــﻪ ﺑــﺮادران و ﺧــﻮاﻫﺮاﻧﻢ، اﻣﯿــﺪوارم ﮐــﻪ ﻣــﺮا ﺑﺒﺨـﺸﯿﺪ و ﻣــﺮا ﺣـﻼل ﮐﻨﻨــﺪ از ﻧﺎراﺣﺘﯽﻫﺎﯾﻰ ﮐﻪ ﺑﺮاى آﻧﻬﺎ ﻓﺮاﻫﻢ ﮐﺮده ام و آﻧﻬﺎ را ﺑﯿﺶ از وﻇﯿﻔﻪ ﺧﻮد ﺑﻪ زﺣﻤﺖ اﻧﺪاﺧﺘـﻪ ام ﻣﺮا ﻋﻔﻮ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ و از ﺷﻤﺎ ﻣـﻰﺧـﻮاﻫﻢ ﺑـﺮ ﺷـﻬﯿﺪ ﺷـﺪن ﻣـﻦ ﮔﺮﯾـﻪ و زارى ﻧﮑﻨﻨﺪ و راه ﻣـﺮا ﺣﺴﯿﻦوار، و زﯾﻨﺐ وار اداﻣﻪ دﻫﻨﺪ، در ﭘﺎﯾﺎن از ﻣﻠﺖ ﺷﻬﯿﺪﭘﺮور ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﻢ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ وﻗﺖ اﻣﺎم و رزﻣﻨﺪﮔﺎن اﺳﻼم را ﺗﻨﻬﺎ ﻧﮕﺬارﻧﺪ..
واﻟﺴﻼم ﻋﻠﯿﮑﻢ و رﺣﻤﮥﷲ
وبلاگ کانون حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ناحیه بسیج دانشجویی استان سیستان و بلوچستان