نام: موسی
نام خانوادگی: نوری قلعه نو

نام پدر: حسین

محل تولد: زاهدان

تاریخ تولد: 1355
تاریخ شهادت: 1392

محل شهادت: زابل

رشته تحصیلی: ارشد حقوق و جزا

دانشگاه: آزاد زاهدان

aiشهید موسی نوری قلعه نو (2)


شهید موسی نوری قلعه نو در ۱۲/۱/۱۳۵۵ در خانواده ای مذهبی در زاهدان متولد شد . پدرش از معتمدین محل وکاسبی خوش نام وبا انصاف بود وحدود بیش از سی سال در مغازه خواروبارفروشی اش به فعالیت پرداخت ومادرش در کنار خانه داری کمک حال همسرش بود .شهید عزیز ۲ برادر و ۵ خواهر دارد که تمامی خواهران وبرادران به لطف پروردگار وتلاش وزحمات شبانه روزی پدر ومادر گرامیشان ادامه تحصیل داده ودارای تحصیلات عالیه می باشند .

شهید نوری در سال ۱۳۷۳ با کسب رتبه ۶ کنکور در رشته حقوق وارد دانشگاه آزاد اسلامی واحد زاهدان شد وپس از فراغت از تحصیل در مقطع کارشناسی حقوق مدتی با سازمان بازرسی کل کشور همکاری کرد وسپس بعنوان کارمند دادگستری مدتی را در شهرستان ایرانشهر مشغول بود تا اینکه در سال ۱۳۸۲ علاوه بر وکالت  در آزمون قضاوت نیز پذیرفته شدند که با توجه به  ایمان قوی واعتقادات پاک و عشق به مولایش علی (ع) و با داشتن روحیه خدمتگزاری به خلق خدا در راستای رضایت پروردگار وگرفتن حق مظلوم از ظالم ردای مقدس قضاوت را بر تن کرد .ایشان در ابتدای دوران قضاوت خویش در سمت دادیاری اجرای احکام در زابل ایفای نقش نمودند، که پس از مدتی به دلیل لیاقت های بی شائبه وسواد بالای حقوقی به سمت بازپرس ویژه قتل در همان منطقه منصوب گردیدندوسپس بدلیل صداقت وپشتکار وشجاعت در رسیدگی ها به سمت دادستانی هیرمند منصوب شدند واز آنجا نیز پس از دو سال خدمت صادقانه وقاطعانه در مهر ماه ۱۳۹۱ در سمت دادستان عمومی وانقلاب  شهرستان زابل مشغول شدند .

جدیت وقاطعیت از خصوصیات اخلاقی شهید نوری بود.وی به هیچ وجه حاضر به سازش نبود ودنیا را زندان مومن وقفس تن وروح می دانست.حتی در میهمانی هایی که احساس می کرد قرار است از حضورش سوء استفاده کنند شرکت نمی کرد بسیار مقید بود و سعی می نمود درآمدش حلال باشد این ویژگی ها باعث محبوبیتش در میان مردم شده بود به طوریکه در زمان انتقالش از هیرمند به زابل عده ای از مردم به ایشان مراجعه کرده وخواستار ماندنش بودند.

شهید نوری در سال ۱۳۸۰ ازدواج کرد که حاصل آن یک پسر یکساله به نام محمد پارسا می باشد.

شهید نوری هیچ گاه از مسیر کسب علم خارج نشدند وبا توجه به علاقه شدید ایشان به پیشرفت تحصیلی وافزایش آگاهی های حقوقی در رشته حقوق جزا و جرم شناسی در مقطع کارشناسی ارشد در مهر ماه ۱۳۸۹ پذیرفته شد و این مقطع تحصیلی را با کسب نمره ممتاز فارغ التحصیل گردید.

به گفته همکاران شهید نوری ایشان از آنجایی که دارای شخصیت متعهد وبسیار مسئولیت پذیر بودند اولین فردی بودند که به محل کار حاضر می شدند وآخرین فردی بودند که محل کار را ترک می کردند این شخصیت خستگی ناپذیر شهید عزیز وپشتکار فراوانی که داشتند باعث تقویت روحیه کار در دیگران می شد.

شهید گرانقدر به تکریم ارباب رجوع بسیار معتقد بودند وهرگز بگونه ای برخورد نمی کردند که ارباب رجوع احساس کند در محیطی کاملأ قانونی ودست وپاگیر ومتکلف همانند دادسرا وارد شده است وباید مراقب حتی سلام دادنش باشد ونگران این نباشد که آیا جواب سلامش را دادستان خواهد داد یا نه ؟ بسیار متواضع وفروتن بودند .

شهید نوری به مسأله حجاب بسیار اهمیت می دادند وهمواره به بانوان توصیه می کردند ،حضرت فاطمه زهرا(س) را الگوی خود قرار دهید. .

شهید نوری در خصوص مقابله با تهاجم فرهنگی پیشنهاد می نمودند :

۱-باید خصلت های معنوی ودینی در جامعه وبین جوانان رشد ونمو پیدا کند.

۲-جوانان باید اصالت وعظمت فرهنگ اسلامی وملّی را درک کنند وبشناسند .

۳-جوانان باید به دنبال ورزشی پاک وسالم بروند وباید ورزشگاه ها گسترش یابد .

۴-باید از ارزشهای خانواده پاسداری کنیم تا از ارزشهای جامعه پاسداری شود.

۵-گسترش مکان های تفریحی سالم تا جوانان در کنار خانواده اوقات فراغت خود را سپری نمایند .

۶-او وضعیت فعلی ندامتگاه ها را جهت تأدیب مجرمین مناسب نمی دانست.

۷-ترویج امر به معروف ونهی از منکر به طرقی که باعث از بین رفتن عزت نفس افراد نگردد.

پیام خانواده شهید نوری به مناسبت شهادت فرزند عزیزشان :

شهادت هنر مردان خداست وشهید نوری همچون مولایش امیرمومنان علی (ع) شهید راه عدالت است اگر او اهل تساهل تسامح با ظالمین ومتجاوزین وقانون شکنان بود به این مقام والا نمی رسید .

دشمنان انقلاب ونظام که ناجوانمردانه فرزند برومند استان ما را ترور کردند بدانند اگر بخواهند با این کارها  مسیر عدالت طلبی جمهوری اسلامی ایران وعدالت طلبی دستگاه قضایی وعدالت طلبی فرزندان پاک این سرزمین لطمه بزنند موفق نخواهند شد ، چرا که خون شهیدانی چون حاج موسی نوری مسیر عدالت طلبی را بیمه کرده است ویقینأ قاضیان ما به پاسداری از این خون ، در برخورد با خلافکاران واشرار مصمم تر خواهند شد.

 روز چهارشنبه  ۱۵ آبان ماه ۱۳۹۲ هجری شمسی مصادف با دوم محرم الحرام ۱۴۳۵ هجری قمری در ساعت ۷ وچهل وپنج دقیقه صبح دادستان غیور،مقتدر،باصلابت،باایمان،باتقوی،پرتلاش،شجاع،عادل،دلسوز،مردم دار،یتیم نواز،حامی قشر مظلوم وستم دیده شهید راه حق ،  سردار عدالت حاج موسی نوری قلعه نو به مقام رفیع واعلای شهادت رسیدند وبه کاروان شهدای کربلا ملحق گردیدند.

روحش شاد وراهش پر رهرو باد .

 

 واگویه های همسر شهید                                                                                                               

شهيد نوري متولد 12 فروردين ماه 1355 در شهر زاهدان بود. فرزند بلوچستان اهل علم و معرفت بود، كارشناسي ارشدش را كه در رشته جزا و جرم‌شناسي گرفت، مي‌دانست قدم نهادن در مسير عدالت كاري بس دشوار است و همتي والا مي‌طلبد. اين مسير براي او صراط منيري بود كه تنها با اقتدا به مولايش اميرالمؤمنين(ع) ‌مي‌توانست با آنچه از تعهد و ايمان بر دوشش بود به سرانجام برساند. دادستان شهرستان هيرمند و بازپرس دادگستري زابل، تربيت يافته خانواده‌اي مذهبي و متدين بود كه اصلي‌ترين دغدغه پدرش رزق حلالي بود كه به خانه مي‌آورد.

لذا بايد جديت و قاطعيت و عدالت‌طلبي كه از خصوصيات اخلاقي شهيد نوري بود را برگرفته از تربيتي دانست كه او در محضر پدر و مادر بزرگوارش از آن برخوردار شد. وي به هيچ‌وجه حاضر به سازش با معاندان نظام نبود و دنيا را زندان مؤمن و قفس تن و روح مي‌دانست. حتي در مهماني‌هايي كه احساس مي‌كرد قرار است از حضورش سوءاستفاده كنند، شركت نمي‌كرد. بسيار مقيد بود و سعي مي‌كرد درآمدش حلال باشد.

فصل عاشقي

از آنجا كه نسبت فاميلي داشتيم در سال 1380 شهيد نوري به خواستگاري‌ام آمد و ازدواج كرديم. از همان موقع مي‌دانستم كه هر شغلي دغدغه‌هاي خودش را دارد اما كسي كه رداي قضاوت بر تن مي‌كند بايد بداند در كدام مسند مي‌نشيند و چه وظيفه‌اي بر دوش دارد. جايگاه قضاوت و برقراري عدالت همان سنت علي‌ابن ابي‌طالب(ع) است، همسرم موسي اين موضوع را به خوبي درك كرده بود. اما من هميشه نگراني‌هاي خودم را داشتم، به ويژه اينكه موسي در منطقه‌اي خدمت مي‌كرد كه متأسفانه دشمنان قسم خورده به بهانه اختلاف بين شيعه و سني بسيار در آنجا فعاليت كرده و عنادشان را با به شهادت رساندن عزيزانمان نشان مي‌دهند.

موسي اما پاي همه چيز ايستاده بود. هرگز لحظه‌اي را به ياد ندارم كه ترسيده باشد يا تعللي در ادامه راهش نشان دهد. (بغض‌هاي گاه و‌ بي‌گاه خانم منير جديداسلامي همكلامي‌مان را دشوار مي‌كند اما او در ادامه از شوق شهادت همسرش اينگونه روايت مي‌كند) اوايل ازدواجمان بود كه برايم از شهادت سخن گفت، هميشه دوستانش او را به نام شهيد زنده خطاب مي‌كردند. جنگ لبنان كه پيش آمد بسيار تمايل داشت كه در آنجا حضور پيدا كند. هميشه حسرت نبودن در دوران دفاع‌مقدس را مي‌خورد و مي‌گفت: �كاش در دوران جنگ بودم و همراه بسيجيان مخلص و جان بر كف مي‌جنگيدم. اگر خدا نظر مي‌كرد شايد شهادت هم نصيبم مي‌شد.� بارها برايم از نبودنش حرف زده وصيت‌هايي هم كرده بود.

صبح روز شهادت

صبح روز شهادت كه از خواب بلند شد نمازش را خواند و صبحانه‌اش را خورد، عادت داشت كه با وضو از خانه خارج شود. ساعت هفت صبح بود كه رفت من هم آماده شدم كه بروم و به كارهايم برسم. ساعت نزديك هشت صبح بود تلفنم خيلي زنگ مي‌خورد آشنايان تماس مي‌گرفتند و احوالپرسي مي‌كردند، حال و هواي عجيبي در درونم شعله كشيد با موسي تماس گرفتم، اما جواب نداد به راننده‌اش زنگ زدم ايشان هم پاسخي نداد. دل توي دل نداشتم. تمام وجودم آشوب شده بود. ساعت حوالي 9 صبح بود كه بستگان و فاميل به در خانه آمدند، عده‌اي مي‌گفتند كه همسرم تصادف كرده و عده‌اي ديگر مي‌گفتند ترور شده اما زخمي است، به سمت بيمارستان راهي شدم... آنجا بود كه متوجه شدم موسي به شهادت رسيده است.

حاصل زندگي‌ام؛ محمدپارسا

حاصل زندگي سراسر عشق من با موسي، محمدپارسا بود كه يك هفته مانده تا تولد يك سالگي‌اش، پدرش را از دست داد. ان‌شاءالله او را محب علي(ع) ‌پرورش مي‌دهم و بر اين عقيده‌ام كه شهيد ثانيه به ثانيه همراه من است و يقين قلبي دارم كه شهيد همواره همراهي‌ام مي‌كند. من با محمدپارسايم به گونه‌اي رفتار خواهم كرد كه با استقامت، شهادت و از همه مهم‌تر عدالت پاي همه چيز بايستد و از محبين اميرالمؤمنين باشد.

ايشان از آنجايي كه داراي شخصيت متعهد و بسيار مسئوليت‌پذير بودند اولين فردي بودند كه در محل كار حاضر مي‌شدند و آخرين فردي بودند كه محل كار را ترك مي‌كردند. اين شخصيت خستگي‌ناپذير شهيد و پشتكار فراوانش باعث تقويت روحيه كار در ديگران مي‌شد. شهيد گرانقدر به تكريم ارباب رجوع بسيار معتقد بودند و با آنها با تواضع و فروتني برخورد مي‌كرد، در برابر مجرمان بسيار قاطع بود. شهيد نوري به مسئله حجاب بسيار اهميت مي‌دادند و همواره به بانوان توصيه مي‌كردند حضرت فاطمه زهرا(س) را الگوي خود قرار دهند.

بسيار يتيم‌نواز بودند، مشاور امين براي دوستان و اقوام و يك مصاحب بسيار خوش‌صحبت بود. همواره پيگير حل مشكلات مردم بود. علاقه زيادي به ادبيات و عرفان داشت. شهيد موسي نوري همسفري بود كه باعث تعالي روحي و معنوي من شدند. خط بسيار زيبايي داشت. عاشق اهل بيت بود و ارادت خاصي به آنها داشت در كارش هم همواره خط مشي حضرت علي(ع) ‌را دنبال مي‌كرد.

همسر شهيد موسي نوري در انتهاي همكلامي‌مان با اشاره به ششم ارديبهشت 93 روز اعدام و قصاص سه نفر از معاندان و مجرمان كه حكم محاربه‌شان صادر شده بود خطاب به دشمناني كه قصد ناامن نمودن منطقه و اختلاف بين شيعه و سني را دارند مي‌گويد: شهادت تنها سند افتخاري است كه به دست هر كسي داده نمي‌شود. خون هر شهيدي كه ريخته مي‌شود هزاران نهال با آن خون بارور مي‌شود. ايمان و اعتقاد مردم به انقلابشان راسخ‌تر و محكم‌تر مي‌شود. در اين مملكت هستند كساني كه پاي ايمان و اعتقادشان ايستادند و نهال انقلاب را آبياري مي‌كنند.

 دشمنان انقلاب و نظام كه ناجوانمردانه فرزندي از فرزندان سيستان و بلوچستان را ترور كردند، بدانند اگر بخواهند با اين كارها به مسير عدالت‌طلبي جمهوري اسلامي ايران و عدالت‌طلبي دستگاه قضايي و عدالت‌طلبي فرزندان پاك اين سرزمين لطمه بزنند موفق نخواهند شد، چراكه خون شهيداني چون حاج‌موسي نوري مسير عدالت‌طلبي را بيمه كرده است و يقيناً قاضيان ما به پاسداري از اين خون، در برخورد با خلافكاران و اشرار مصمم‌تر خواهند شد.

مطمئن باشيد كه ايستادگي شيعه و سني در كنار هم معنا پيدا مي‌كند و مي‌تواند اسلام را پا بر جا نگه دارد. شايد نشود درباره شهدا حرف زد؛ شهدايي كه در اوج مظلوميت‌هايشان مي‌آيند و مي‌روند...

منبع :روزنامه جوان