نام :  مهرعلی

نام خانوادگی  :  جهان تیغ

نام پدر :  فداحسین

تاریخ تولد :  1343/8/2

محل تولد :  زهک

تاریخ شهادت :  1388/7/8

محل شهادت :  حوالی تاسوکی

رشته: علوم سیاسی

دانشگاه: آزاد زابل

lمهرعلی جهانتیغ (1)

دوم آبان ماه43 در روستای جنگی خون از توابع شهرستان زهک به دنیا آمد.پدرش فداحسین بود.دانشجوی دوره کارشناسی دانشگاه آزاد زابل در رشته علوم سیاسی بود.8مهر 88 در حین سرکشی از پاسگاههای محور زابل به زاهدان در حوالی تاسوکی به درجه رفیع شهادت نائل گردید.مزار او در گلزار شهدای شهرستان زابل واقع است.

 

هر که آید به جهان ز اهل فنا خواهد بود.

چهارشنبه ساعت15:40 تاریخ10/11/75 مطابق با 19 رمضان 1417

وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

انسان به چند طریق دین خود را می تواند به جامعه اسلامی ادا کند:

1.شهید شود تا با خون خویش

2.دانشمند شود تا با قلم خویش

چه بهتر که انسان دانشمند شهید شود

با حرف-ثروت-رفتار و..نیز..!؟

آزاده برای نام می میرد و سفله برای نان

خدایا دوست دارم مرگم شرافت و حیثیت برایم به ارمغان آورد و زندگی دوباره ای را شروع کنم نه باعث نابودی و از برنده هستی هایم شود.آرزو دارم مرگم شرافتمندانه-خداپسندانه و...(شهادت) باشد تا آرامش خاطری برایم باشد و روحم آسوده و آرام باشد.

دوست دارم به به دست شقی ترین مردم شهید شوم.آرزو دارم که در بستر نمیرم

از نظر خرج کردن، گرفتن مراسمات و فاتحه خوان و مجالس رفت و آمد بعدی و رساندن بستگان درجه یک و فاتحه در منازل و دعوت فامیل و دوست و آشنا و... خداپسندانه باشد.

انجام مراسم و خرج و ایاب و ذهاب و غیره را، فقط خدا را در نظر داشته باشید که فقط برای رضای خدا باشد و از چشم و هم چشمی و ضایعات و تلف کردن و افراط کردن پرهیز نمایید و این موارد را حتی المقدور و حتی الامکان و تا جایی که ضرورت ندارد کسر نمایید و...

از نظر تقسیم خرده دارایی و... هر طور که حکم خدا باشد اجرا نمایید و نیز چنانچه خرج و مخارج افراد بازمانده ام کفاف ندهد هیچکس حق ندارد برایم چیزی خرج کند و آنها را اجبار نماید چون من مدیون کسی نمی خواهم باشم.

آرزو دارم تکالیف شرعیه را خودم انجام داده باشم مثل حالا... و کسری نداشته باشم و نیز خواسته ام رفتن به زیارت کعبه و کربلا و نجف و دیگر ائمه است که ان شالله خواهم رفت.

بعد از مرگها بعضی از همدیگر خرده گیری می کنند بعنوان مثال فلانی زیارت رفته-فالنی گوسفند کشته .فلانی نوار گوش می کند و فلانی کلوچه زابلی درست کرده و چنین مواردی نباید اهمیت قائل شد و از نظر حقیر مردود است و همگی آزادند بر وفق خواسته عمل نمایند.

خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار

در حال حاضر یعنی ساعت 17:30 مورخه 6/10/87 جمعه از نظر واجبات کسری ندارم و بحمدالله مستحبات را نیز انجام داده ام در حد توان.